گزارشهای جدید از یک حادثه هوایی قریبالوقوع پرده برداشتهاند که میتوانست به فاجعهای بزرگ تبدیل شود.
حادثه هواپیمای فلایدبی
ماجرا از این قرار است که یکی از خلبانان، با انگیزهای نامشخص، تصمیم میگیرد هواپیما را به سمت زمین هدایت کند. او در مدت کوتاهی، ارتفاع هواپیما را از ۳۰ هزار پا به ۱۵ هزار پا کاهش میدهد؛ سرعتی نزدیک به سرعت صوت که مسافران را در وحشت فرو میبرد.
تصور کنید در ارتفاع ۳۰ هزار پایی هستید؛ جایی که تنها صدای موتور هواپیما و آرامش ابرها به گوش میرسد. اما ناگهان، همه چیز برای مسافران این پرواز تغییر میکند. هواپیما به سرعت و با شیبی تند شروع به سقوط میکند. گویی کسی کنترل هواپیما را به قصد پایان دادن به همه چیز، به سمت زمین چرخانده است.
در این لحظات بحرانی، خلبان دوم که ملیتی اماراتی داشت، متوجه نیت شوم همکار خود میشود. او برای جلوگیری از خلبان عمانی که قصد سقوط عمدی داشت، وارد عمل شده و در یک درگیری شدید، با چاقو به او حمله میکند. اما این پایان ماجرا نبود. خوشبختانه، یک تیم خلبان دیگر که برای تمرین در کابین یا بخشهای دیگر هواپیما حضور داشتند، بلافاصله وارد عمل شده و کنترل هواپیما را به دست گرفتند تا آن را از سقوط حتمی نجات دهند.
در میان مسافران، زنی حضور داشت که داستانش بسیار تأثیرگذار است. او که پیشتر برادرش را در حوادث هفتم اکتبر از دست داده بود، در این پرواز به همراه دخترش برای شرکت در مراسم یادبود برادرش سفر میکرد؛ پروازی که نزدیک بود به یک تراژدی جبرانناپذیر تبدیل شود. مادر این مسافر با نگرانی از فداکاری مسافران و سرعت عمل خلبان اماراتی سخن میگوید؛ کسانی که با حضور خود، از یک اخبار امروز کشتار جمعی جلوگیری کردند.
عکسهای منتشر شده از صحنه، پیراهن خونآلود یکی از مسافران را نشان میدهد که در آن هرج و مرج، برای نجات جان همه اقدام کرده بود. شاید اگر این شجاعتها نبود، امروز به جای روایت این نجات، باید از یک فاجعه هولناک صحبت میکردیم.